خواجه نصير الدين الطوسي

190

آغاز و انجام ( فارسي )

را مدرك بر سبيل استقلال و انفراد ندانسته است يعنى آن را مرتبهء نازلهء عقل و عقل ساقط دانسته است و عبارتش در جذوات اين است : در كتاب نفس از علم طبيعى و در طبقات علم ما فوق الطبيعة به منصهء تبيين و ميقات تقرير رسيده و ما در كتاب تقويم الايمان بر جهت قصوى و نمط اقصى باذن اللّه سبحانه بيان كرده‌ايم كه مراتب ادراكات انسانى از رهگذر حواس خمسه جسدانى و حاسهء سادسهء عقلانى منحصر در چهار نوع است احساس و تخيل و توهم و تعقل ، اگرچه وهم بر سبيل استقلال و انفراد مدرك نيست يا آنكه رئيس حواس و والى مشاعر دماغية نيست بلكه بمشاركت خيال ادراك مىكند و از اين جهت مدركاتش كه معانى غير محسوسه است تخصص جزئيت و خصوصيت شخصيت مىيابد و بنا بر ملاحظهء اين اعتبار شريك سالف ما در نمط ثالث اشارات تثليث قسمت كرده انواع ادراكات را سه شمرده است ، الخ . راقم گويد كه ما در كتاب عرفان و حكمت متعاليه بمنصهء ثبوت رسانده‌ايم كه مطالب عرشى و ثقيل كتاب شريف اسفار منقول از صحف كريمهء عرفانيه است و جناب صدر المتالهين آنها را مبرهن فرموده است و ما مآخذ آنها را از صحف عرفانية چون فتوحات مكيه و فصوص الحكم و غيرهما ، در كتاب ياد شده ذكر كرده‌ايم و در حواشى اسفار يادداشت نموده‌ايم و تحرير آن هنوز به پايان نرسيده است ، مقصود اين كه از جملهء مسائل همين مسألهء بودن و هم مرتبهء نازلهء عقل است كه علاوه بر اين كه جناب شيخ رئيس در اشارات قائل به تثليث اقسام شده است و در شفاء هم تعبيرش آن بوده است كه بعرض رسانده‌ايم علامهء قيصرى در اواخر شرح فص آدمى فصوص الحكم فرمايد : و من أمعن النظر يعلم أن القوة الوهمية هى التى اذا قويت و تنورت تصير عقلا مدركا للكليات و ذلك لانه نور من انوار العقل الكلى المنزل الى العالم السفلى مع الروح الانسانى فصغر و ضعف نوريته و ادراكه